برهمین اساس رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیثی می فرماید: «یَؤُمُّ القْوَمْ أَقْرَؤهُمْ لِکِتابِ الله تعالى فإنْ کَانُوا فی الْقِرَاءَةِ سَوَاءً فَأَعْلَمُهُمْ بالسّنّةِ فَإنْ کَانُوا فی السُنّةِ سَواءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً فإنْ کَانُوا فی الهجرة سَوَاءً فأَقْدَمُهُمْ سِلْماً- وَفی روَایة: «سِنّاً» - ولا یَؤُمّنّ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فی سُلْطَانِهِ ولا یَقْعُدُ فی بَیْتِهِ عَلى تَکْرمَتِهِ إلّا بإذْنِهِ»: «افرادی که در قرائت قرآن از همه ماهرتر هستند، امامت بدهند، اگر همه در قرائت با همه برابر بودند، کسی که در سنت از دیگران آگاهتر است؛ اگر همه در علم به سنت برابر بودند، کسی که در هجرت از دیگران پیشی گرفته، اگر در هجرت هم برابر بودند؛ کسی که زودتر از دیگران مسلمان شده است». (صحیح مسلم/ ش:3470 و...)
و در روایتی دیگر آمده است که ایشان فرمودند: «وَلْیؤمَّکُم أَکبَرُکُمَ»: «و بزرگ ترین شما برایتان امامت دهد». (متفق علیه)
اما بحثی که در اینجا مطرح می شود این است که اگر امامی مرتکب به گناهی می شد؛ به عنوان مثال: به کشیدن مواد مخدر همچون سیگار، تریاک و... اعتیاد داشت، در این صورت پشت سر چنین فردی نماز خواندن جائز است؟
در مورد این مساله بین مذاهب اسلامی و علما اختلاف نظر وجود دارد که خلاصه ی اختلاف آنها به شرح ذیل است:
احناف و شوافع اقتدا به شخص فاسق را جائز می داند.
علمای حنبلی و بنابر قولی از مالکی ها خواندن نماز پشت سر فرد فاسق جائز نیست.
علمای مالکی بین فسقی که فرد مرتکب می شود فرق
گذاشته و می گویند: اگر فسق فعلی باشد مثل: زنا، شرب خمر و... که در این صورت پشت
سر چنین فردی خواندن نماز جائز است اما اگر فسق به نماز تعلق می گرفت مثلا در رکن
یا شرط یا سنتی در نماز به صورت عمدی خلل وارد می کرد در چنین صورتی اقتدا کردن به
چنین فرد فاسقی جائز نیست.
این خلاصه ای از اختلاف علما و مذاهب بود که هریک از آیات و احادیث دلیل دارند که برای طولانی نشدن مطلب از بیان دلایل هریک از مذاهب صرف نظر کردم.
اما با احترام به نظر همه مذاهب و علما باید بگویم که: امامت فرد فاسق و خواندن نماز پشت سر چنین فردی صحیح است و قول راجح هم همین است.
چون مسلمانی که نمازش صحیح باشد، خواندن نماز پشت سر او هم صحیح است و از طرفی بسیاری از صحابه پشت سر برخی از کسانی که به ظلم و فسق معروف و مشهور بودند؛ نماز خواندند.
چنانچه عبدالله ابن عمر رضی الله عنهما پشت سر ظالمترین فرد یعنی حجاج بن یوسف ثقفی نماز خواند.
برهمین اساس امام طحاوی رحمه الله در کتاب «عقیدة طحاویة» که این کتاب مورد تأیید علمای اهل سنت می باشد، می گوید: «وَنَرَى الصَّلَاةَ خَلْفَ کُلِّ بَرٍّ وَفَاجِرٍ مِنْ أهل القبلة »: «ما معتقدیم نماز خواندن پشت سر هر نیکوکار و فاجری از اهل قبله جایز است». (عقیدة الطحاویة/ ش:69)
تذکر: بهتر این است کسی را که اهل خیر و صلاح است را به عنوان امام انتخاب کرد و پشت سرش نماز خواند.
خلاصه: اگر فردی فاسق امامت مسجد و افرادی را بر عهده داشت واجب است که او را نصیحت کرد اما چنانچه نصیحت را قبول نکرد؛ اگر اخراج کردنش باعث به وجود آمدن فتنه نمی شد باید از سمت امامت اخراج شود اما اگر اخراج کردنش سبب فتنه می شد مقتدی ها برای توبیخ کردنش به مسجد دیگری بروند و اگر این کار ممکن نبود به خاطر دفع فتنه و مصلحت جامعه می توان پشت سرش نماز خواند.
متاسفانه در جامعه افرادی با ظاهری دینی و مذهبی اما در باطنی شیطانی هستند که با جادوگری و دعا نویسی، به بهانه های مختلفی چون: رفع مشکلات خانوادگی؛ اقتصادی و...، ایجاد محبت بین زن و شوهر، بچه دار کردن زنان و مردان نازا، پسردار کردن زنان، درمان بیماری ها و... مردم را فریب داده و آنها را به گمراهی می کشانند و این کار را به عنوان شغل انتخاب کرده و از این طریق سرمایه های هنگفتی برای خودشان جمع آوری کرده اند تا جایی که بازار این افراد به حدی گرم شده که کنار تبلیغات تجارتی، اکنون تابلوهای تبلیغاتی دعا نویسان نیز در بسیاری از مناطق توجه مردم را به خود جلب کرده است.
ای مردم آگاه باشید و تحت هیچ شرایطی به چنین افراد شیادی که گرگ هایی در لباس میش هستند مراجعه نکنید و به آنها اعتماد نکنید چون با مراجعه به چنین افرادی ایمان شما از بین می رود و خداوند شما را به حال خودتان رها خواهد کرد.
در احادیث زیادی رسول مکرم اسلام ما را از رفتن به پیش جادوگران و از آویزان کردن دعا و یا چیزهای دیگری منع کرده است که جهت آگاهی شما به چند نمونه از آنها اشاره می کنم:
در حدیثی رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «من علّق تمیمة فقد أشرک»: «کسی که بر خود تعویذ آویزان کند به درستی که شرک ورزیده است». (مسند احمد بن حنبل/ ش: 17458)
و در حدیث دیگری می فرماید: «من تعلق شیئاً وُکِّلَ إلیه»: «کسی که چیزی (به قصد شفا یا دفع بلا) آویزان بکند، خداوند او را به همان چیز می سپارد». (سنن الترمذی/ش:2072، المستدرک على الصحیحین / ش:7503 و...)
و در حدیث دیگر می فرماید: «مَنْ عَلَّقَ تَمِیمَةً فَلاَ أَتَمَّ اللَّهُ لَهُ وَمَنْ عَلَّقَ وَدَعَةً فَلاَ وَدَعَ اللَّهُ لَهُ»: «کسی که تعویذی به خود آویزان کند و کسی که مهره ای (جهت رفع چشم زخم به گردن یا دفع بلا) آویزان کند، خداوند کار او را به پایان نمی رساند و به هدف خود نمی رسد». (سنن الکبرى/ ش:19389، المستدرک على الصحیحین/ ش:7501 و... )
یعنی خداوند متعال به آن فرد و سرنوشت او کاری ندارد و از او محافظت نمی کند.
و در حدیث دیگری می فرماید: «مَنْ أَتَى عَرَّافاً فَسَأَلَهُ عنْ شَیْءٍ فَصَدَّقَهُ، لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاَةٌ أرْبَعِینَ یَوماً»: (کسی که نزد فال گیر یا پیش گویی برود و درباره ی چیزی از او بپرسد و تصدیقش کند، نماز چهل روزِ وی پذیرفته نمی شود) (صحیح مسلم/ ش: 5957)
و شبیه به همین روایت را امام احمد در مسند خود روایت کرده است که رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا أَوْ کَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا یَقُولُ فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ»:«کسی که نزد کاهن و فال گویی برود و آنچه (او از اخبار غیبی) می گوید آن را تصدیق کند همانا به آنچه که بر محمد نازل شده است، کافر شده است». (مسند احمد بن حنبل/ ش: 9532)
توضیح: عراف کسی است که از امور آینده خبر می دهد اما کاهن از اموری که گذشته خبر می دهد. (تاج العروس، ج24 / ص 139) و اکثر دعانویسان "عراف" هستند و به نوعی از امور غیبی خبر می دهند. آنها کتاب مخصوص دارند و کسانی که می خواهند کاری را در آینده انجام دهند نزد دعانویسان رفته و از آنها می خواهند که برای آنها به اصطلاح سر کتاب باز کنند و شخص دعانویس برای آن شخص سر کتاب باز می¬کند و اگر خوب در بیاید می گوید آن کار را انجام بده و اگر بد در بیاید می گوید انجام نده.
پس با این توضیح دانسته می شود که بیشتر دعانویسان عراف هم هستند. یعنی از اموری که در آینده قرار هست اتفاق بیفتد، خبر می دهند.
بنابراین هنگام مشکلات به خداوند توکل کنید و تنها از او بخواهید که مشکلات تان را حل و رفع کند و یا به افرادی صالح و با تقوا مراجعه کنید و از آنها بخواهید که برای شما دعا کنند و برای دفع بلا و جلوگیری از چشم زخم و... به خواندن اذکار و دعاهای مسنون و قرآنی و تلاوت قرآن مشغول شوید و قسمتی از روز را به این امور اختصاص دهید و از مراجعه به دعانویسان و جادوگران و افراد شیادی که از آیات قرآن سوء استفاده می کنند و آنها را به قیمت ناچیزی می فروشند، خودداری کنید تا ایمان تان از بین نرود و همواره مورد توجه و حفاظت الله متعال باشید.
اما متاسفانه گاهی اوقات برخی از ما به خاطر کاری که برای یک دوست یا آشنا یا یک بنده خدا انجام می دهیم، منت می گذاریم و همواره به او یادآوری می کنیم.
منت گذاشتن نه تنها کار پسندیده ای نیست بلکه این کار باعث می شود که فرد مورد خشم و عذاب خداوند قرار گیرد تا جایی که روز قیامت خداوند با چنین اشخاصی سخن نخواهد گفت و به آنها توجهی نخواهد کرد.
ابوذر رضی الله عنه می گوید که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «ثلاثةٌ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ القِیَامة ولا یَنْظُرُ إِلَیْهم وَلا یُزَکِّیهِم وَلهُمْ عَذَابٌ أَلیمٌ»: «سه گروه هستند که خداوند در روز قیامت به آنها توجهی نمی کند و با آنها سخن نمی گوید و آنها را پاک و اصلاح نمی کند و برای آنها عذاب دردناکی است» و رسول الله این جمله را سه بار تکرار کرد.
ابوذر گفت: این افراد بدبخت و زیان کار شدند! یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟
رسول الله فرمود: «المُسبِل والمنَّانُ وَالمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالحَلفِ الکاذِبِ»: یکی از این سه گروه کسی است که به خاطر احسان و نیکی که انجام داده بر مردم منت می گذارد. (صحیح مسلم/ ش:171)
یک حکایت...
روزی مردی جوان از کنار رودی میگذشت، پیرمردی را در آنجا دید و آن پیرمرد از آن جوان خواست که به او در گذشتن از رود کمک کند. جوان کمک کرد و پیرمرد را از رود گذراند، سپس پیرمرد از او تشکر کرد و هر کدام به راه خود ادامه دادند.
پس از مدتی آن جوان، پیرمرد را دید و جلو رفت و پرسید: ای پیرمرد مرا می شناسی؟ پیر جواب داد: نه نمی شناسم. جوان گفت: من همان کسی هستم که تو را از آب رد کردم! پیر دوباره تشکر کرد و دعای خیر برای آن جوان کرد.
پس از مدتی دوباره آن جوان و پیرمرد یکدیگر را ملاقات کردند و دوباره همان حرف ها گفته شد و این ملاقات چند بار تکرار شد.
روزی دیگر آن جوان دوباره پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید: ای پیرمرد مرا می شناسی؟ پیرمرد که چشمانی ضعیف داشت، جواب داد: نه نمی شناسم. جوان گفت: من همان کسی هستم که تو را از آب رد کردم!
پیرمرد که دیگر از حرف های آن جوان خسته شده بود، گفت: ای کاش آب مرا می بُرد ولی تو مرا از آب رد نمی کردی!
قصه برخی از ما هم همین است، یک کار خوبی را که برای کسی انجام میدهیم همیشه یادآوری میکنیم و منت می گذاریم.
بنابراین منت گذاشتن یک صفت قبیح و زشتی است که باید از آن دوری کنیم و کسی که منت می گذارد روز قیامت از زیان کاران خواهد بود. پس سعی کنیم کارهای خوب را بی منت انجام دهیم تا ارزش و پاداش آن، هم نزد خدا و هم نزد بندگان خدا حفظ شود.
سؤال از فلسفه خلقت، سؤالی ریشه دار است و این مبحث را می توان از زاویه های مختلف مورد بررسی قرار داد. بشر در طول تاریخ همواره به دنبال این بوده تا بداند که از کجا آمده و برای چه آمده؟ و به کجا می رود؟
به قول مولوی :
روزها فکر من این است و همه شب سخنم / که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا/ یاچه بوده است مراد وی از این ساختنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود/ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
هر انسانی هر از گاهی این سؤالات را برای خود مطرح می کند. به همین خاطر در متون و کتاب ها به صورت های مختلف این سؤال ها مطرح شده است.
اما در پاسخ به این سوال که چرا انسان درباره هدف آفرینش سؤال می کند؛ باید گفت: به خاطر این که انسان هر کاری را که انجام می دهد ابتدا به دنبال هدف آن است. به عبارت دیگر هر یک از اعمال و رفتار انسان دارای هدف است.
به عنوان مثال: انسان غذا می خورد تا سیر شود؛ می نوشد تا سیراب شود؛ می خوابد تا تجدید قوای جسمی و روحی کند؛ کارمی کند تازندگی خود را تأمین کند و... .
اگر به هریک از مثال های مذکور توجه کنیم، هدف و غرضی را در آنها مشاهده می کنیم.
سیری، رفع تشنگی، مصون ماندن از بیماری، تجدید نیرو، تأمین زندگی و... اگر به این اهداف بنگریم به این نتیجه می رسیم که هر یک از این ها ریشه در جلب نفع و دفع ضرر دارند.
به عنوان مثال: سیری از یک طرف سبب افزایش نیروی مادی است یعنی (جلب نفع) و از سوی دیگر سبب جلوگیری از بیماری یعنی (دفع ضرر) می شود یا تأمین زندگی از یک جهت سبب ادامه بقا یعنی (جلب نفع) و از جهت دیگر برای دوری از فقر و بدبختی است یعنی (دفع ضرر).
بنابراین هریک از اعمال و افعالی را که انسان انجام می دهد برای این است که نیازهایش برطرف شود. به عبارت دیگر تلاش انسان برای جلب نفع و دفع ضرر است.
حال با این توضیح به این سوال می رسیم که هدف از آفرینش انسان چه بوده ؟
هریک این سوال را از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار دادند و به آن پاسخ دادند... برخی از دیدگاه فلسفه و کلام و برخی هم از دیدگاه عرفان به بررسی این مساله پرداخته اند.
اما خود خداوند هدف از آفرینش انسان را در قرآن به طور واضح بیان کرده است لذا باید هدف از آفرینش انسان را در قرآن جست و جو کنیم تا بدانیم که خالق انسان برای چه چیزی او را آفریده است.
هدف از آفرینش انسان و سایر موجودات این جهان عبادت الله متعال است. یعنی ذات یگانه او را شناختن و او را عبادت کردن.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات/56): «من جن ها و انسان ها را جز برای پرستش خود نیافریده ام».
بنابراین هدف از آفرینش انسان این است که انسان الله متعال را عبادت کند. همان کاری که تمام پیامبران، امامان، اولیاء و صالحین و علماء انجام می دادند و مردم را به سوی آن دعوت می دادند. از حضرت آدم علیه السلام گرفته تا پیامبر خاتم علیه الصلاة والسلام همه تنها خداوند یکتا را پرستیدند و تنها او را عبادت کردند و این هدف خداوند از آفرینش انسان است.