فضیلت افطاری دادن

یکی از کارهای خوب و زیبایی که در ماه مبارک رمضان وجود دارد، دادن افطاری به روزه دار است. شخصی که افطاری می دهد در اجر و ثواب مانند همان شخصی است که روزه گرفته است و این پاداشی است که بدون زحمت می توان در این ماه مبارک بدست آورد اگرچه که دادن افطاری چند لقمه و یا حتی یک دانه خرما باشد.
 رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیثی می فرماید: «مَنْ فَطَّرَ صَائِمًا فَلَهُ مِثْلُ أجْرِهِ»: «کسی که روزه دارى را افطارى دهد، اجر و ثوابش مانند روزه دار است».
به عنوان مثال اگر شخصی بیست نفر را افطاری دهد ثواب بیست روزه را به دست می آورد.
 تذکر: متاسفانه برخی با برگزاری مجالس افطاری در این ماه مبارک به شدت اسراف می کنند در حالی که بسیاری افراد و خانواده ها به علت فقر و نداری، توانانی خریدن یک جعبه خرما و یا نان را ندارند. پس مواظب باشیم در دادن افطاری هم زیاده روی و اسراف نکنیم تا خدای نکرده به جای کسب ثواب، مرتکب گناهی شویم. همچنین نیازمندان و فقرا را در دادن افطاری فراموش نکنیم.

آیا شیطان برای فریب آدم وارد بهشت شد؟

طرح شبهه: وقتی شیطان به آدم سجده نکرد، خداوند او را از بهشت بیرون کرد. حال چطور شد که شیطان توانست دوباره وارد بهشت شود و آدم و حوا را فریب دهد؟
پاسخ به شبهه: متاسفانه اسلام ستیزان این شبهه را هم در قالب جک و طنز درآورده اند که در این قالب قصد تمسخر اسلام و قرآن را دارند و در واقع می خواهند اسلام و قرآن را به تناقض گویی متهم کنند و آن را کتابی غیرآسمانی معرفی کنند.
اما قبل از پاسخ به این شبهه باید بگویم: کسی که این شبهه را مطرح کرده است یا نسبت به اسلام و قرآن آگاهی نداشته است و یا این که آگاه بوده اما به خاطر غرض هایی قصد عوام فریبی داشته است.
حال می پردازیم به پاسخ و بررسی این شبهه: زمانی که شیطان تکبر کرد و از فرمان الهی سرپیچی کرد و برای آدم سجده نکرد خداوند او را از درگاه خود بیرون کرد. شیطان پس از این که مقام و جایگاه خود را از دست داد و از بهشت اخراج شد از خداوند خواست که به او تا روز قیامت مهلت دهد و او را از بین نبرد تا در مسیرهدایت و رستگاری در کمین انسان بنشیند و از چپ، راست، جلو و پشت به سراغ او برود و او را گمراه و منحرف کند. خداوند هم این خواسته شیطان را پذیرفت و فرمود: من هم جهنم را برای تو و کسانی که از تو پیروی می کنند آماده کرده ام. (اعراف/ آیات 18-14)
بنابراین شیطان برای فریب و گمراه کردن انسان از هر راه و روشی استفاده می کند و آدم و حوا را به وسیله ی«وسوسه» فریب داد.
چنانچه خداوند در قرآن می فرماید: «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ...» (طه/ 120): سپس شیطان (با نیرنگ و حیله) آدم را وسوسه کرد... و در جای دیگر می فرماید: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ...» (أعراف /20): سپس شیطان آدم و حوا را وسوسه کرد... .
همان طور که در این آیات مشاهده کردید خداوند از کلمه «وسوسه» استفاده کرد و علمای لغت این کلمه را این چنین ترجمه و معنا کرده اند:
 "وسوسه" یعنی: "پیدا شدن اندیشه بد در دل". (فرهنگ جامع معین)
 "وسوسه" یعنی: بد اندیشیدن، چیزی بی نفع و بی خیر در دل افکندن توسط شیطان، اندیشه های بدی که شیطان در دل مردم می افکند. (لغتنامه دهخدا)
بنابراین شیطان برای فریب آدم و حوا از کلمه "وسوسه" استفاده کرد و امکان ارتباط و وسوسه شیطان، نیازی به حضور فیزیکی او نزد انسان ندارد به همین جهت خداوند از کلمه «وسوسه» استفاده کرد. برهمین این اساس شیطان بدون ورود به بهشت آدم را وسوسه و در نهایت فریب داد.
 خلاصه: شیطان نه داخل بهشت شد و نه به صورت جسمی مقابل آدم آمد بلکه خارج از بهشت با تدلیس و وسوسه آنها را فریب داد و امروزه با پیشرفت دانش بشر، این توانایی به وجود آمده که بدون حضور فیزیکی در یک مکان می توان با صدا، تصویر و حتی تصویر سه بعدی با دیگران ارتباط برقرار کرد. پس با توجه به این نکته و نیز با در نظر داشتن این حقیقت که در قرآن هم آمده است و به آن اشاره شد، شیطان از همان زمانی که اخراج شد، اجازه ارتباط و گمراه کردن انسان را از پروردگار دریافت کرد. 
بنابراین انسان همواره باید از شر وسوسه های شیطان به خداوند پناه ببرد چنانچه خداوند به رسول الله صلی الله علیه و سلم این سفارش را کرد و سوره "ناس" را نازل کرد و فرمود: «مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ»: بگو ای محمد که از شر وسوسه های شیطان به خداوند پناه می برم.
چون وسوسه یکی از چیزهایی است که شیطان به وسیله آن انسان را فریب می دهد چنانچه آدم و حوا را فریب داد.

مقام مادر

سخن گفتن از شخصیت و مقام مادر بسیار دشوار است و این شخصیت از هر جهت مقامی والا و بزرگی دارد برهمین اساس همه به این شخصیت احترام گذاشته و به این کار سفارش می کنند.
دین مبین اسلام هم به ما سفارش کرده است که به والدین خود به ویژه مادر احترام بگذاریم.
اما چرا نسبت به مادر بیشتر تأکید شده است؟
خداوند متعال در قرآن پس از این که به ما توصیه و سفارش می کند که به والدین خود احسان کنیم و به آنها احترام بگذاریم، تحمل رنج و زحمت های مادر را بیان می کند و می فرماید:
«حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً» (احقاف/15): «مادرش او (فرزندش) را با رنج و سختی حمل می کند و با رنج و سختی وضع می کند و دوران حمل و از شیر گرفتن او سی ماه طول می کشد (و با گذشت دوران سخت کودکی و نوجوانی و تربیت او) تا زمانی که به کمال قدرت و رشد عقلانی می رسد و به چهل سالگی می رسد».
و باز خداوند متعال در سوره (لقمان/ 14) این تحمل رنج و زحمت های مادر را تکرار و بیان می کند.
با وجود این که پدر هم در اغلب سختی های تربیت فرزند شریک است اما بیان سختی ها و مشکلات مادر توسط پروردگار نشان دهنده ی مقام بالای مادر است.
اما نکته قابل توجه در این آیات این است که خداوند ابتدا توصیه می کند به والدین احترام بگذارید اما بعد از آن بدون ذکر زحمات پدر، مشکلات و رنج های مادر را بیان می کند. گویا مادر عامل اصلی در احترام گذاشتن به والدین است و کار مادر آن قدر ارزشمند است که بر فرزند لازم است به پدرش هم احترام بگذارد و به او احسان کند. اگر صبر و پایداری مادر در برابر سختی ها و رنج های دوران بارداری و پذیرش سختی و مشکلات طاقت فرسای دوره شیر دهی و تربیت فرزند نمی بود شاید به این شکل دستور به احسان والدین داده نمی شد تا جایی که خداوند بعد ازعبادت خودش به احسان والدین دستور داده است.
به همین جهت زمانی که مردی نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: یارسول الله! چه کسی شایسته تر است که با او خوش رفتارى و به او احسان کنم ؟
رسول الله در جواب فرمود: «أمُّکَ»: به مادرت احسان و نیکی کن.
آن مرد گفت: بعد از مادر چه کسی؟
رسول الله دوباره فرمود: «أمُّکَ»: مادرت.
آن مرد دوباره گفت: بعد از مادر چه کسی؟
رسول الله دوباره فرمود: «أمُّکَ»: مادرت.
آن مرد دوباره گفت: بعد از مادر چه کسی؟
رسول الله صلی الله علیه و سلم این بار فرمودند: «ثم أبوک»: بعد از آن به پدرت احسان و نیکی کن.
همان طور که ملاحظه کردید رسول الله صلی الله علیه و سلم سه بار به آن مرد تأکید و سفارش کرد که به مادرت احسان و نیکی کن و بعد از آن به پدرت! که این تأکید رسول الله صلی الله علیه و سلم بیانگر مقام والای مادر است.
خواننده گرامی!
خوشنود کردن پدر و مادر سبب خوشنودی پروردگار می شود و ناراحت کردن پدر و مادر سبب ناراحتی پروردگار از ما می شود. چنانچه رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیثی می فرمایند: «رِضَا الرَّبِّ فِی رِضَا الْوَالِدِ وَسَخِطُ الرَّبِّ فِی سَخَطِ الْوَالِدِ»: «خوشنودی خداوند در خوشنودی والدین است و خشم خداوند در خشم آنان می باشد». (المستدرک على الصحیحین/ ش:7249)، (سنن الترمذى/ ش:2020) و...
بنابراین اگر والدین شما زنده هستند به آنها احسان و نیکی کنید و قدر شان را بدانید و اگر هم از این دنیا رفته اند برای آنها طلب مغفرت کنید.
از شخصی پرسیدند: مادرت زیباتر است یا ماه؟
آن شخص گفت: زمانی که ماه را می بینم به یاد مادرم می افتم اما وقتی که مادرم را می بینم، ماه را فراموش می کنم.

کسانی که دختر دارند بخوانند...

یکی از دردناک ترین، وحشیانه ترین و زشت ترین پدیده هایی که درعصر جاهلیت عرب وجود داشت، زنده به گور کردن دختران بود. آنها به چه مرحله ای از وحشی گری رسیده بودند که عاطفه خود را زیر پای گذاشته و انسانی را که پاره ی تن اوست آن هم در زشت ترین صورت، زنده و با دست خود به خاک می سپردند؟
قرآن کریم در چند جا این موضوع را مطرح و بیان کرده و می فرماید:«وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ کَظِیمٌ». (نحل/58)
توضیح و ترجمه آیه: عرب در عصر جاهلیت دختران را مایه ننگ، سرشکستگی و بدبختی می دانستند و هنگامی که به یکی از آنها مژده داده می شد که دختر دار شدی، آن چنان از شدت ناراحتی چهره اش تغییر می کرد که صورتش سیاه و کبود می شد و وجودش را خشم و غضب و غم و اندوه فرامی گرفت.
و در آیه بعد همین سوره می فرماید: «یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا یَحْکُمُونَ». (نحل/59)
توضیح و ترجمه آیه: زمانی که به شخصی مژده دختردار شدن داده می شد به خاطر این مژده بد فرار و خود را از بین قوم و خویش پنهان می کرد و با خود فکر می کرد که آیا این ننگ را بر خود بپذیرد و دختر را نگاه دارد و یا این که او را در زیر خاک زنده بگور کند؟
عوامل مختلفی در زنده به گور کردن دختران در عصر جاهلیت وجود داشت که این بحث جای خود را دارد اما هدف من از نوشتن این مطلب و مقدمه این است که: متاسفانه در عصر ما هم افرادی وجود دارند که افکار عصر جاهلیت را دارند و در برخی موارد دیده شده که شخص دقیقا همان عکس العملی که عرب های جاهل هنگام شنیدن خبر دختردار شدن را داشتند، او هم داشته است.
اما با این تفاوت که زنده به گور کردن دختران در عصر ما مانند عصر جاهلیت نیست که زنده زنده آنها را زیر خاک کنند بلکه با نوع برخورد بد و تبعیض بین دختر و پسر او را از بین می برد.
به عنوان مثال: فردی برای پسرش تمام امکانات را فراهم می کند از کامپیوتر و تبلت گرفته تا اسباب بازی های دیگر اما برای دخترش حاضر نیست که کمترین امکانات را فراهم کند یا این که به پسرش محبت می کند و همواره او را در آغوش می گیرد و می بوسد اما این رفتار را با دخترش ندارد! و... .
این نوع برخورد با دختر سبب عقده ای شدن او و باعث به وجود آمدن بیماری های افسردگی وعصبی و آسیب های شخصیتی می شود که در نهایت سبب نابودی دختر می شود. چون زنده به گور کردن تنها به این نیست که او را زنده در خاک کند گاهی اوقات فردی با رفتارهای نامناسب سبب نابودی دخترش می شود.
در حالی که اسلام این نوع برخورد با دختر را مورد مذمت و نقد قرار داده است و دختر و پسر و جنس زن و مرد را یکی قرار داده و ملاک برتری را تنها در تقوا معرفی کرده است.
قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات/13): «گرامی ترین شما در نزد خدا متقی ترین شما است».
لذا نزد خداوند زن و مرد فرقی ندارد و کسی نزد خدا محبوب و گرامی است که متقی تر باشد حال فرقی نمی کند که این فرد متقی زن باشد یا مرد.
برهمین اساس رسول مکرم اسلام به کسانی که دختردار می شوند و آنها را درست و صحیح تربیت می کنند مژده ی بهشت داده است.
در حدیثی رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «مَنْ کانَ لهُ ثلاثُ بَنَاتٍ أوْ ثلاثُ أخَوَاتٍ أوابْنَتَان أوْ أخْتَان فأحْسَنَ صُحْبَتَهُنَّ واتَّقَى اللهَ فِیهِنَّ فَلَهُ الجَنَّة»: «کسى که سه دختر یا سه خواهر یا دو دختر یا دو خواهر داشته باشد و با آنها به خوبى رفتار کند و از خداوند در مورد آنها بترسد، وارد بهشت خواهد شد». (سنن الترمذی/ ش:1916، صحیح ابن حبان/ ش:446 و...)
و در حدیثی دیگر می فرمایند: «مَنْ کَانَ لَهُ ثَلاَثُ بَنَاتٍ فَصَبَرَ عَلَیْهِنَّ وَأَطْعَمَهُنَّ وَسَقَاهُنَّ وَکَسَاهُنَّ مِنْ جِدَتِهِ کُنَّ لَهُ حِجَاباً مِنَ النَّارِ»: «کسی که سه دختر داشته باشد وغذا، زندگی و پوشاک آنها را از مال خودش فراهم کند و در سرپرستی و مراقبت از آنها صبر کند در روز قیامت این عملش مانعی در مقابل آتش جهنم خواهد بود». (مسند احمد/ ش: 17403،  الأدب المفرد/ ش: 76، سنن ابن ماجه/ ش:3669 و... )
در جای دیگر می فرمایند: «من عالَ ثلاثَ بَنَاتٍ فأدَّبهُن وزَوَّجَهُنَّ وأحْسَنَ الیهنَّ فلهُ الجَنَّةُ »: «کسی که سه دختر داشته باشد و آنها را درست تربیت کند و آنها را به ازدواج درآورد و با آنها خوش رفتاری کند بهشت جایگاه اوست». (سنن أبی داود/ ش: 5147، الآداب للبیهقی/ ش:23)
و در روایتی آمده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «هر که سه دختر را سرپرستی کند بهشت برای او واجب می شود». شخصی سوال کرد: یا رسول خدا اگر دو تا دختر داشت چی؟ حضرت فرمودند:«و دو تا هم این چنین است». دوباره سوال شد: یا رسول خدا اگر یک دختر داشت چی؟ حضرت فرمودند: «یکی هم چنین است». المستدرک على الصحیحین/ ش:7346، مصنف ابن أبی شیبة/ ش:25949، المعجم الأوسط/ ش:6199)
بنابراین اگر دارای دختر یا خواهر هستیم طبق توصیه و سفارش پیامبرعزیزمان با آنها خوش رفتاری کنیم، به آنها محبت کنیم، آنها را درست تربیت کنیم و در نهایت وقتی زمان ازدواجش فرارسید او را به ازدواج مردی خوب و شایسته در آوریم و بر مشکلات و سختی هایی که در مسیر بزرگ کردن و تربیت دختران وجود دارد صبر کنیم که این عمل سبب ورود ما به بهشت و رضایت پروردگار می شود.


حکم اقتداء به شخص فاسق

امامت دادن کار بسیار با ارزش و جایگاه ویژه و بالایی دارد لذا برای این کار بزرگ و مهم باید فردی که شایستگی این کار را دارد انتخاب شود.

برهمین اساس رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیثی می فرماید: «یَؤُمُّ القْوَمْ أَقْرَؤهُمْ لِکِتابِ الله تعالى فإنْ کَانُوا فی الْقِرَاءَةِ سَوَاءً فَأَعْلَمُهُمْ بالسّنّةِ فَإنْ کَانُوا فی السُنّةِ سَواءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً فإنْ کَانُوا فی الهجرة سَوَاءً فأَقْدَمُهُمْ سِلْماً- وَفی روَایة: «سِنّاً» - ولا یَؤُمّنّ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فی سُلْطَانِهِ ولا یَقْعُدُ فی بَیْتِهِ عَلى تَکْرمَتِهِ إلّا بإذْنِهِ»: «افرادی که در قرائت قرآن از همه ماهرتر هستند، امامت بدهند، اگر همه در قرائت با همه برابر بودند، کسی که در سنت از دیگران آگاهتر است؛ اگر همه در علم به سنت برابر بودند، کسی که در هجرت از دیگران پیشی گرفته، اگر در هجرت هم برابر بودند؛ کسی که زودتر از دیگران مسلمان شده است». (صحیح مسلم/ ش:3470 و...)

و در روایتی دیگر آمده است که ایشان فرمودند: «وَلْیؤمَّکُم أَکبَرُکُمَ»: «و بزرگ ترین شما برایتان امامت دهد». (متفق علیه)

اما بحثی که در اینجا مطرح می شود این است که اگر امامی مرتکب به گناهی می شد؛ به عنوان مثال: به کشیدن مواد مخدر همچون سیگار، تریاک و... اعتیاد داشت، در این صورت پشت سر چنین فردی نماز خواندن جائز است؟

در مورد این مساله بین مذاهب اسلامی و علما اختلاف نظر وجود دارد که خلاصه ی اختلاف آنها به شرح ذیل است:

احناف و شوافع اقتدا به شخص فاسق را جائز می داند.

علمای حنبلی و بنابر قولی از مالکی ها خواندن نماز پشت سر فرد فاسق جائز نیست.

علمای مالکی بین فسقی که فرد مرتکب می شود فرق گذاشته و می گویند: اگر فسق فعلی باشد مثل: زنا، شرب خمر و... که در این صورت پشت سر چنین فردی خواندن نماز جائز است اما اگر فسق به نماز تعلق می گرفت مثلا در رکن یا شرط یا سنتی در نماز به صورت عمدی خلل وارد می کرد در چنین صورتی اقتدا کردن به چنین فرد فاسقی جائز نیست.

این خلاصه ای از اختلاف علما و مذاهب بود که هریک از آیات و احادیث دلیل دارند که برای طولانی نشدن مطلب از بیان دلایل هریک از مذاهب صرف نظر کردم.

اما با احترام به نظر همه مذاهب و علما باید بگویم که: امامت فرد فاسق و خواندن نماز پشت سر چنین فردی صحیح است و قول راجح هم همین است.

چون مسلمانی که نمازش صحیح باشد، خواندن نماز پشت سر او هم صحیح است و از طرفی بسیاری از صحابه پشت سر برخی از کسانی که به ظلم و فسق معروف و مشهور بودند؛ نماز خواندند.

چنانچه عبدالله ابن عمر رضی الله عنهما پشت سر ظالمترین فرد یعنی حجاج بن یوسف ثقفی نماز خواند.

برهمین اساس امام طحاوی رحمه الله در کتاب «عقیدة طحاویة» که این کتاب مورد تأیید علمای اهل سنت می باشد، می گوید: «وَنَرَى الصَّلَاةَ خَلْفَ کُلِّ بَرٍّ وَفَاجِرٍ مِنْ أهل القبلة »: «ما معتقدیم نماز خواندن پشت سر هر نیکوکار و فاجری از اهل قبله جایز است». (عقیدة الطحاویة/ ش:69)

تذکر: بهتر این است کسی را که اهل خیر و صلاح است را به عنوان امام انتخاب کرد و پشت سرش نماز خواند.

خلاصه: اگر فردی فاسق امامت مسجد و افرادی را بر عهده داشت واجب است که او را نصیحت کرد اما چنانچه نصیحت را قبول نکرد؛ اگر اخراج کردنش باعث به وجود آمدن فتنه نمی شد باید از سمت امامت اخراج شود اما اگر اخراج کردنش سبب فتنه می شد مقتدی ها برای توبیخ کردنش به مسجد دیگری بروند و اگر این کار ممکن نبود به خاطر دفع فتنه و مصلحت جامعه می توان پشت سرش نماز خواند.

فریب جادوگران و دعانویسان را نخورید

متاسفانه در جامعه افرادی با ظاهری دینی و مذهبی اما در باطنی شیطانی هستند که با جادوگری و دعا نویسی، به بهانه های مختلفی چون: رفع مشکلات خانوادگی؛ اقتصادی و...، ایجاد محبت بین زن و شوهر، بچه دار کردن زنان و مردان نازا، پسردار کردن زنان، درمان بیماری ها و... مردم را فریب داده و آنها را به گمراهی می کشانند و این کار را به عنوان شغل انتخاب کرده و از این طریق سرمایه های هنگفتی برای خودشان جمع آوری کرده اند تا جایی که بازار این افراد به حدی گرم شده که کنار تبلیغات تجارتی، اکنون تابلوهای تبلیغاتی دعا نویسان نیز در بسیاری از مناطق توجه مردم را به خود جلب کرده است.

ای مردم آگاه باشید و تحت هیچ شرایطی به چنین افراد شیادی که گرگ هایی در لباس میش هستند مراجعه نکنید و به آنها اعتماد نکنید چون با مراجعه به چنین افرادی ایمان شما از بین می رود و خداوند شما را به حال خودتان رها خواهد کرد.

در احادیث زیادی رسول مکرم اسلام ما را از رفتن به پیش جادوگران و از آویزان کردن دعا و یا چیزهای دیگری منع کرده است که جهت آگاهی شما به چند نمونه از آنها اشاره می کنم:

در حدیثی رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «من علّق تمیمة فقد أشرک»: «کسی که بر خود تعویذ آویزان کند به درستی که شرک ورزیده است». (مسند احمد بن حنبل/ ش: 17458)

و در حدیث دیگری می فرماید: «من تعلق شیئاً وُکِّلَ إلیه»: «کسی که چیزی (به قصد شفا یا دفع بلا) آویزان بکند، خداوند او را به همان چیز می سپارد». (سنن الترمذی/ش:2072، المستدرک على الصحیحین / ش:7503 و...)

و در حدیث دیگر می فرماید: «مَنْ عَلَّقَ تَمِیمَةً فَلاَ أَتَمَّ اللَّهُ لَهُ وَمَنْ عَلَّقَ وَدَعَةً فَلاَ وَدَعَ اللَّهُ لَهُ»: «کسی که تعویذی به خود آویزان کند و کسی که مهره ای (جهت رفع چشم زخم به گردن یا دفع بلا) آویزان کند، خداوند کار او را به پایان نمی رساند و به هدف خود نمی رسد». (سنن الکبرى/ ش:19389، المستدرک على الصحیحین/ ش:7501 و... )

یعنی خداوند متعال به آن فرد و سرنوشت او کاری ندارد و از او محافظت نمی کند.

و در حدیث دیگری می فرماید: «مَنْ أَتَى عَرَّافاً فَسَأَلَهُ عنْ شَیْءٍ فَصَدَّقَهُ، لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاَةٌ أرْبَعِینَ یَوماً»: (کسی که نزد فال گیر یا پیش گویی برود و درباره ی چیزی از او بپرسد و تصدیقش کند، نماز چهل روزِ وی پذیرفته نمی شود) (صحیح مسلم/ ش: 5957)

و شبیه به همین روایت را امام احمد در مسند خود روایت کرده است که رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا أَوْ کَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا یَقُولُ فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ»:«کسی که نزد کاهن و فال گویی برود و آنچه (او از اخبار غیبی) می گوید آن را تصدیق کند همانا به آنچه که بر محمد نازل شده است، کافر شده است». (مسند احمد بن حنبل/ ش: 9532)

توضیح: عراف کسی است که از امور آینده خبر می دهد اما کاهن از اموری که گذشته خبر می دهد. (تاج العروس، ج24 / ص 139) و اکثر دعانویسان "عراف" هستند و به نوعی از امور غیبی خبر می دهند. آنها کتاب مخصوص دارند و کسانی که می خواهند کاری را در آینده انجام دهند نزد دعانویسان رفته و از آنها می خواهند که برای آنها به اصطلاح سر کتاب باز کنند و شخص دعانویس برای آن شخص سر کتاب باز می¬کند و اگر خوب در بیاید می گوید آن کار را انجام بده و اگر بد در بیاید می گوید انجام نده.

پس با این توضیح دانسته می شود که بیشتر دعانویسان عراف هم هستند. یعنی از اموری که در آینده قرار هست اتفاق بیفتد، خبر می دهند.

بنابراین هنگام مشکلات به خداوند توکل کنید و تنها از او بخواهید که مشکلات تان را حل و رفع کند و یا به افرادی صالح و با تقوا مراجعه کنید و از آنها بخواهید که برای شما دعا کنند و برای دفع بلا و جلوگیری از چشم زخم و... به خواندن اذکار و دعاهای مسنون و قرآنی و تلاوت قرآن مشغول شوید و قسمتی از روز را به این امور اختصاص دهید و از مراجعه به دعانویسان و جادوگران و افراد شیادی که از آیات قرآن سوء استفاده می کنند و آنها را به قیمت ناچیزی می فروشند، خودداری کنید تا ایمان تان از بین نرود و همواره مورد توجه و حفاظت الله متعال باشید. 

منت گذاشتن

کمک کردن به یکدیگر یک وظیفه ی انسانی و دینی است و دین مبین اسلام در کمک کردن به یکدیگر حال به صورت مالی یا معنوی بسیار تأکید و سفارش کرده است.

اما متاسفانه گاهی اوقات برخی از ما به خاطر کاری که برای یک دوست یا آشنا یا یک بنده خدا انجام می دهیم، منت می گذاریم و همواره به او یادآوری می کنیم.
منت گذاشتن نه تنها کار پسندیده ای نیست بلکه این کار باعث می شود که فرد مورد خشم و عذاب خداوند قرار گیرد تا جایی که روز قیامت خداوند با چنین اشخاصی سخن نخواهد گفت و به آنها توجهی نخواهد کرد.
ابوذر رضی الله عنه می گوید که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «ثلاثةٌ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ القِیَامة ولا یَنْظُرُ إِلَیْهم وَلا یُزَکِّیهِم وَلهُمْ عَذَابٌ أَلیمٌ»: «سه گروه هستند که خداوند در روز قیامت به آنها توجهی نمی کند و با آنها سخن نمی گوید و آنها را پاک و اصلاح نمی کند و برای آنها عذاب دردناکی است» و رسول الله این جمله را سه بار تکرار کرد.
ابوذر گفت: این افراد بدبخت و زیان کار شدند! یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟
رسول الله فرمود: «المُسبِل والمنَّانُ وَالمُنْفِقُ سِلْعَتَهُ بِالحَلفِ الکاذِبِ»: یکی از این سه گروه کسی است که به خاطر احسان و نیکی که انجام داده بر مردم منت می گذارد. (صحیح مسلم/ ش:171)
 یک حکایت...
روزی مردی جوان از کنار رودی می‌گذشت، پیرمردی را در آنجا دید و آن پیرمرد از آن جوان خواست که به او در گذشتن از رود کمک کند. جوان کمک کرد و پیرمرد را از رود گذراند، سپس پیرمرد از او تشکر کرد و هر کدام به راه خود ادامه دادند.
پس از مدتی آن جوان، پیرمرد را دید و جلو رفت و پرسید: ای پیرمرد مرا می شناسی؟ پیر جواب داد: نه نمی شناسم. جوان گفت: من همان کسی هستم که تو را از آب رد کردم! پیر دوباره تشکر کرد و دعای خیر برای آن جوان کرد.
پس از مدتی دوباره آن جوان و پیرمرد یکدیگر را ملاقات کردند و دوباره همان حرف ها گفته شد و این ملاقات چند بار تکرار شد.
روزی دیگر آن جوان دوباره پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید: ای پیرمرد مرا می شناسی؟ پیرمرد که چشمانی ضعیف داشت، جواب داد: نه نمی شناسم. جوان گفت: من همان کسی هستم که تو را از آب رد کردم!
پیرمرد که دیگر از حرف های آن جوان خسته شده بود، گفت: ای کاش آب مرا می بُرد ولی تو مرا از آب رد نمی کردی!
قصه برخی از ما هم همین است، یک کار خوبی را که برای کسی انجام می‌دهیم همیشه یادآوری می‌کنیم و منت می گذاریم.
بنابراین منت گذاشتن یک صفت قبیح و زشتی است که باید از آن دوری کنیم و کسی که منت می گذارد روز قیامت از زیان کاران خواهد بود. پس سعی کنیم کارهای خوب را بی منت انجام دهیم تا ارزش و پاداش آن، هم نزد خدا و هم نزد بندگان خدا حفظ شود.

هدف از آفرینش انسان چیست؟

سؤال از فلسفه خلقت، سؤالی ریشه دار است و این مبحث را می توان از زاویه های مختلف مورد بررسی قرار داد. بشر در طول تاریخ همواره به دنبال این بوده تا بداند که از کجا آمده و برای چه آمده؟ و به کجا می رود؟

به قول مولوی :

روزها فکر من این است و همه شب سخنم / که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا/ یاچه بوده است مراد وی از این ساختنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود/ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

هر انسانی هر از گاهی این سؤالات را برای خود مطرح می کند. به همین خاطر در متون و کتاب ها به صورت های مختلف این سؤال ها مطرح شده است.

اما در پاسخ به این سوال که چرا انسان درباره هدف آفرینش سؤال می کند؛ باید گفت: به خاطر این که انسان هر کاری را که انجام می دهد ابتدا به دنبال هدف آن است. به عبارت دیگر هر یک از اعمال و رفتار انسان دارای هدف است.

به عنوان مثال: انسان غذا می خورد تا سیر شود؛ می نوشد تا سیراب شود؛ می خوابد تا تجدید قوای جسمی و روحی کند؛ کارمی کند تازندگی خود را تأمین کند و... .

اگر به هریک از مثال های مذکور توجه کنیم، هدف و غرضی را در آنها مشاهده می کنیم.

سیری، رفع تشنگی، مصون ماندن از بیماری، تجدید نیرو، تأمین زندگی و... اگر به این اهداف بنگریم به این نتیجه می رسیم که هر یک از این ها ریشه در جلب نفع و دفع ضرر دارند.

به عنوان مثال: سیری از یک طرف سبب افزایش نیروی مادی است یعنی (جلب نفع) و از سوی دیگر سبب جلوگیری از بیماری یعنی (دفع ضرر) می شود یا تأمین زندگی از یک جهت سبب ادامه بقا یعنی (جلب نفع) و از جهت دیگر برای دوری از فقر و بدبختی است یعنی (دفع ضرر).

بنابراین هریک از اعمال و افعالی را که انسان انجام می دهد برای این است که نیازهایش برطرف شود. به عبارت دیگر تلاش انسان برای جلب نفع و دفع ضرر است.

حال با این توضیح به این سوال می رسیم که هدف از آفرینش انسان چه بوده ؟

هریک این سوال را از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار دادند و به آن پاسخ دادند... برخی از دیدگاه فلسفه و کلام و برخی هم از دیدگاه عرفان به بررسی این مساله پرداخته اند.

اما خود خداوند هدف از آفرینش انسان را در قرآن به طور واضح بیان کرده است لذا باید هدف از آفرینش انسان را در قرآن جست و جو کنیم تا بدانیم که خالق انسان برای چه چیزی او را آفریده است.

هدف از آفرینش انسان و سایر موجودات این جهان عبادت الله متعال است. یعنی ذات یگانه او را شناختن و او را عبادت کردن.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات/56): «من جن ها و انسان ها را جز برای پرستش خود نیافریده ام».

بنابراین هدف از آفرینش انسان این است که انسان الله متعال را عبادت کند. همان کاری که تمام پیامبران، امامان، اولیاء و صالحین و علماء انجام می دادند و مردم را به سوی آن دعوت می دادند. از حضرت آدم علیه السلام گرفته تا پیامبر خاتم علیه الصلاة والسلام همه تنها خداوند یکتا را پرستیدند و تنها او را عبادت کردند و این هدف خداوند از آفرینش انسان است.