آفرینش کائنات به خاطر رسول الله صلی الله علیه و سلم!

یکی از سخنانی که بین مردم، عوام و حتی بین برخی از خواص مشهور است این است که خداوند کائنات، هستی و آدم را به خاطر رسول الله صلی الله علیه خلق کرده است! که در این نوشتار قصد دارم به بررسی این سخن و موضوع بپردازم.
این مطلب را حاکم و بیهقی روایت کرده اند که متن و سند آن به این شرح است:
حَدَّثَنَا أَبُو سَعِیدٍ عَمْرُو بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ الْعَدْلُ، ثنا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْحَنْظَلِیُّ، ثنا أَبُو الْحَارِثِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُسْلِمٍ الْفِهْرِیُّ، ثنا إِسْمَاعِیلُ بْنُ مَسْلَمَةَ، أَنْبَأَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ زَیْدِ بْنِ أَسْلَمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: لَمَّا اقْتَرَفَ آدَمُ الْخَطِیئَةَ قَالَ: یَا رَبِّ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ لَمَا غَفَرْتَ لِی، فَقَالَ اللَّهُ: یَا آدَمُ، وَکَیْفَ عَرَفْتَ مُحَمَّدًا وَلَمْ أَخْلُقْهُ؟ قَالَ: یَا رَبِّ، لِأَنَّکَ لَمَّا خَلَقْتَنِی بِیَدِکَ وَنَفَخْتَ فِیَّ مِنْ رُوحِکَ رَفَعْتُ رَأْسِی فَرَأَیْتُ عَلَىَ قَوَائِمِ الْعَرْشِ مَکْتُوبًا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَعَلِمْتُ أَنَّکَ لَمْ تُضِفْ إِلَى اسْمِکَ إِلَّا أَحَبَّ الْخَلْقِ إِلَیْکَ، فَقَالَ اللَّهُ: صَدَقْتَ یَا آدَمُ، إِنَّهُ لَأُحِبُّ الْخَلْقِ إِلَیَّ ادْعُنِی بِحَقِّهِ فَقَدْ غَفَرْتُ لَکَ وَلَوْلَا مُحَمَّدٌ مَا خَلَقْتُکَ». (المستدرک على الصحیحین / ش: 4228) و (دلائل النبوة / ج 5/ ص 489)
ترجمه: «زمانی که آدم گناه کرد گفت: یا رب به حق محمد از تو می خواهم که مرا ببخشی. خداوند گفت: ای آدم! محمد را از کجا می شناسی در حالی که من او را خلق نکرده ام؟ گفت: یا رب هنگامی که با دست خودت مرا خلق کردی و در من از روح خودت دمیدی سرم را بلند کردم دیدم بر چهار طرف عرش نوشته شده: لا إله إلا الله محمد رسول الله! دانستم که هیچ چیزی به اسم تو اضافه نمی شود مگر اینکه محبوب ترین خلق نزد تو باشد. خداوند گفت: تو را بخشیدم و اگر محمد نبود تو را خلق نمی کردم». 
ادامه مطلب ...

حکم روغنی که در آن موش افتاده است

سوال: اگر موشی داخل روغن خوراکی افتاد چه حکمی دارد؟

پاسخ: مشابه همین سوال از رسول الله صلی الله علیه و سلم شد و ایشان در جواب فرمودند:

«إِنْ کَانَ جَامِدًا فَخُذُوهَا وَمَا حَوْلَهَا ثُمَّ کُلُوا مَا بَقِیَ وَإِنْ کَانَ مَائِعًا فَلَا تَأْکُلُوهُ»: «اگر روغن جامد باشد موش را گرفته و اطرف آن را بیرون بریزید و آنچه از روغن باقی مانده است را بخورید اما اگر روغن مایع باشد آن را نخورید».

بنابراین در صورتی که روغن جامد باشد، موش و روغن های اطراف آن را بردارید و روغن باقی مانده پاک است؛ می توانید از آن استفاده کنید اما در صورتی که روغن مایع باشد تمام روغن نجس شده و قابل استفاده نمی باشد.


والله اعلم و بالله التوفیق

تراویح و گرفتن روزه

سوال: اگر کسی تراویح نخواند روزه اش درست است؟

پاسخ: نماز تراویح سنت موکده است و هرکس بخواند اجر و پاداش زیادی دارد چنانچه در حدیث آمده است:

«مَنْ قَامَ رَمَضَانَ إِیمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»: «هر کس ماه مبارک رمضان را از روی ایمان و برای رسیدن به اجر و پاداش نماز بخواند، تمام گناهان گذشته اش مورد بخشش قرار خواهند گرفت».

که در این حدیث منظور از "قیام" همان نمازشب یا تراویح است.

بنابراین هرکس آن را ترک کند از ثواب بزرگی محروم شده است اما با این حال گناه کار نیست.

اما خواندن تروایح ربطی به صحیح بودن یا نبودن روزه ندارد و کسی که تراویح نمی خواند روزه اش صحیح است.


والله اعلم و بالله التوفیق

حکم گرفتن روزه برای زن حامله و شیرده

سوال: زن حامله یا شیرده که روزه نمی گیرد از نظر مذهب حنفی می شود بجای روزه گرفتن پول بدهیم؟

پاسخ: اگر زن حامله یا شیرده با گرفتن روزه سبب رساندن آسیب و ضرر به جنین یا بچه شیرخوار می شود، اجازه دارد که روزه نگیرد.

رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیثی می فرماید: «إن الله وضع عن المسافر شطر الصلاة والصوم وعن الحبلى والمرضع الصوم». یعنی به مسافر، زن حامله و شیرده اجازه داده شده که روزه نگیرند.

اما در مورد چگونه قضایی گرفتن زن حامله و شیرده بین علما اختلاف نظر وجود دارد:

یک گروه از علما می گویند: قضایی بگیرد و فدیه هم بدهد.

گروهی دیگر می گویند: قضایی لازم نیست، فقط فدیه بدهد اما اگر خواست می تواند قضایی هم بگیرد.

گروهی دیگر می گویند: فقط قضایی بگیرد.

امام ابوحنیفه رحمه الله می گوید: زن حامله یا شیرده در صورتی که توانایی گرفتن روزه را دارد باید پس از دوران بارداری یا شیردهی قضایی بگیرد.

بنابراین طبق نظر امام ابوحنیفه و مذهب احناف زن حامله و شیرده باید قضایی بگیرد و دادن فدیه یا پول به جای روزه جایز نیست.


والله اعلم و بالله التوفیق

آیا ابلیس فرشته بود؟

شبهه: قرآن در یک جایی می گوید: هیچ فرشته ی متکبری نیست و همه الله را اطاعت می کنند (نحل/49) و در جایی دیگر می گوید: به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید و همه ی آنها به آدم سجده کردند جز ابلیس، ابلیس نافرمانی کرد و او بسیار متکبر است.(بقره/34)... چطور می شود در یک جا گفته هیچ فرشته ای متکبر نیست اما در جای دیگر می گوید ابلیس متکبر است! حال فرشته ی متکبر داریم یا نداریم؟
پاسخ: زمانی که خداوند آدم علیه السلام را آفرید و بر جسم او روح دمید به ملائکه دستور داد برای او سجده کنند و (همان طور که قرآن می فرماید هیچ فرشته ای متکبر نیست) همه ی فرشتگان سجده کردند اما از آنجایی که ابلیس از جنس ملائک نبود و در حقیقت جن بود تکبر کرد و بر آدم سجده نکرد.
چنانچه قرآن می فرماید ابلیس از جنیان است.
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ...» (کهف/50): «آن گاه که ما به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید آنها همگی سجده کردند جز ابلیس که از جنّیان بود».
برهمین اساس چون ابلیس از جنس ملائک نبود به آدم سجده نکرد و از دستور پروردگار سرپیچی و تکبر کرد.
اما از آنجایی که ابلیس مانند ملائک خود را وقف عبادت و پرهیزگاری کرده بود و خود را شبیه به ملائک کرده بود، خداوند او را در آیه همراه و در ردیف ملائک و مورد خطاب قرار داد.

بنابراین قرآن دچار تناقض گویی نشده است بلکه این ذهن اسلام ستیزان و قرآن ستیزان است که دچار توهم و تناقض شده است که چنین شبهاتی را مطرح می کنند.


آیا اخلاق با قدرت قابل جمع هستند؟

سوال: از منظر دینی آیا اخلاق با قدرت قابل جمع است؟
پاسخ: بله قابل جمع هستند. برای روشن شدن این مطلب به این مثال توجه کنید:
خداوند در قرآن در بحث قصاص می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ» (بقره/178): «ای کسانی که ایمان آورده اید! در مورد کسی که کشته می شود، قصاص بر شما فرض شده است! آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن است. پس اگر کسی (از جنایتش) از ناحیه برادر (دینی) خود ، گذشتی شد (و یکی از صاحبان خون بها کشنده را بخشید ، و یا حکم قصاص تبدیل به خون بها گردید ، از سوی عفو کننده) باید نیک رفتاری شود و ( سختگیری و بدرفتاری نشود ، و از سوی قاتل نیز به ولی مقتول) پرداخت (دیه) با نیکی انجام گیرد (و در آن کم و کاست و سهل انگاری نباشد). این (گذشت از قاتل و اکتفاء به دیه مناسب) تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان».
همان طور که ملاحظه کردید خداوند در مورد برخورد با قاتل دو راه را به خانواده ی مقتول پیشنهاد می کند:
1- قصاص کنند.
2- دیه بگیرند و قاتل را ببخشند.
شاید در یک نگاه این طور تصور شود که اگر در اینجا خانواده ی مقتول قصاص کنند از موضع قدرت استفاده کرده و اگر ببخشند از موضع اخلاق استفاده کرده اند! اما از طرفی دیگر و از آنجایی که دین ما دین اخلاق هست حتی اگر قصاص هم بکنند برخلاف موازین اخلاقی عمل نکرده اند.
بنابراین می توان گفت قدرت و اخلاق از نگاه دینی قابل جمع هستند و در  آیات و احادیث توصیه شده است که مومنین همواره با اخلاق باشند و حتی هنگام داشتن قدرت و استفاده ی از آن، باید موارد اخلاقی را رعایت کنند تا به کسی ظلم نشود.
والله اعلم و بالله التوفیق

چرا خداوند انسان ها را از ابتدا مسلمان خلق نمی کند؟

سوال:  چرا خداوند فردی را از اول کافر خلقش می کند؟ خداوند می داند که این کافر می شود! اگر مسلمان زاده خلقش می کرد مسلمان می شد! حالا چه نیازی به عذاب دادن و پاداش خوب است؟ از همون اول می توانست این کفار را مسلمان زاده خلق کند تا هنگامی که بزرگ شد مسلمان بمانند و به بهشت بروند.
پاسخ: جواب این سوال را در دو نکته مختصرا می دهم:
1- خداوند هیچ کسی را کافر خلق نمی کند بلکه هرکس را براساس فطرت پاک می آفریند و این انسان ها هستند که تصمیم می گیرند چه راهی را انتخاب و زندگی کنند.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا». (روم/30)
توضیح: اسلام دین فطرت است که خداوند تمام انسان ها را مطابق فطرت خلق کرده است.
و در حدیثی رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «ما مِنْ مَوْلودٍ إلا یُولَدُ على الفِطْرَةِ فأبَوّاهُ یُهَوِّدانِهِ أویُنَصِّرانِهِ أوْ یُمَجِّسَانِهِ»: «هر نوزادی بر فطرت سالم (اسلام) به دنیا می آید اما والدینش او را یهودی، نصرانی یا مجوسی (زرتشتی) می کنند».
2- این تفکر که مطلقا هرکس مسمان است بهشتی است و هرکس کافر است جهنمی است اشتباه است! کسی که بهشتی باشد بر انجام اعمال بهشتیان توفیق پیدا می کند تا زمانی که در همین حالت از دنیا می رود پس خداوند او را وارد بهشت می کند و کسی هم که جهنمی باشد کارهای اهل جهنم را انجام می دهد تا زمانی که در همین حالت می میرد.
در حدیثی رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فِیمَا یَبْدُو لِلنَّاسِ، وَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَإِنَّ الرَّجُلَ لَیَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ النَّارِ، فِیمَا یَبْدُو لِلنَّاسِ، وَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ»: «گاهى انسانى به حسب ظاهر کارهایى را انجام مى دهد که کار اهل بهشت است ولى در حقیقت او اهل دوزخ مى باشد، برعکس گاهى بر حسب ظاهر کارهاى اهل دوزخ را انجام مى دهد امّا در حقیقت اهل بهشت است».
توضیح: هر شخص نباید به عمل خود مغرور باشد و خود را اهل بهشت معرفى نماید از طرف دیگر هرچند گناهکار هم باشد نباید از رحم خدا مأیوس شود چون تا دم مرگ در توبه به روى همه باز است و رحم خدا بالاتر و بیشتر از گناه بندگان است و هر وقت انسان با نیّت خالص توبه کند خداوند همه گناهانش را مورد عفو قرار مى دهد.
بنابراین خداوند به اجبار کسی را وادار به انجام عمل اهل بهشت یا اهل جهنم نمی کند بلکه افراد با انجام کارهایی که در دنیا می کنند، بهشتی یا جهنمی بودن آنها معلوم می شود اگرچه سرنوشت آدم ها را حتی قبل از خلقت، خداوند می داند ولی این دانستن او دلیل جبر و اجبار نیست. زیرا:
1- افراد چنین جریانی را نمی دانند و خودشان باور دارند که این کار را با اختیار و تصمیم خود گرفته اند.
2- اگر بنا را بر جبر بگذاریم، آن وقت همه ی نظام اعتقادی فرو می ریزد و دیگر برنامه ی پاداش و عذاب و ارسال پیامبران، همه بیهوده و بی معنی و ظالمانه می شود.
پس وقتی که خداوند اختیار تغییر در باور و عمل خود را به بنده نداده باشد، چرا پیامبری می فرستد تا او را بیدار و آگاه کند؟ و چرا اگر اطاعت نکرد، عذابش می دهد؟ این کار از حکیمی چون خداوند متعال به دور است.
بنابراین اگرچه بسیاری از جوانب وجود ما همچون: خلقت، جنسیت، عمر، وطن و... جبری و خارج از اختیار ماست، اما هیچکدام از این ها مورد سؤال قرار نمی گیرند و سبب پاداش یا عذابی نمی شوند بلکه آن قسمت از وجود انسان مورد سؤال و عذاب قرار می گیرد، اندیشه و باور اوست که عمل افراد هم از آن سرچشمه می گیرد.

والله اعلم و بالله التوفیق

طلاق دادن در ذهن

سوال: اگرکسی که با زن خود مشکل دارد اما لفظ طلاق رو به زبان نمی آورد ولی تو فکر وخیال میگه (به قول عوام در دل) آیا طلاق واقع می شود؟
پاسخ: طلاق زمانی واقع می شود که شخص لفظ طلاق را بر زبان جاری کند و یا با الفاظ کنایه (مثلا بگوید: از خانه ی من بیرو شو و... که قصدش از این جملات و الفاظ کنایه، طلاق باشد) طلاق دهد که در این صورت طلاق واقع می شود.
اما آنچه در ذهن و یا در دل می آید سبب وقوع طلاق نمی شود.
رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیثی می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَجَاوَزَ عَنْ أُمَّتِی مَا حَدَّثَتْ بِهِ أَنْفُسَهَا مَا لَمْ تَعْمَلْ أَوْ تَتَکَلَّمْ»: «الله متعال از امت من در مورد آنچه به دلش می آید را بخشیده است؛ مگر آن که آن را انجام دهد و یا به زبان بیاورد».

والله اعلم و بالله التوفیق