خمیازه کشیدن

سوال: من وقتی نماز یا قرآن می خوانم خمیازه زیاد می کشم. بعضی ها میگن ایمانت ضعیف است. لطفا پاسخ دهید.

جواب: خمیازه کشیدن کار ناپسندی است و این از روی تنبلی و کسالت به وجود میاد و یکی از عواملی که خمیازه را ناپسند قرار می دهد این است که خمیازه از طرف شیطان است و از شیطان جز کار زشت و ناپسند چیز دیگری سر نمی زند و همچنین خمیازه از خوردن زیاد به وجود می آید و کشیدن خمیازه سبب کسالت و تنبلی در عبادت می شود.

به هرحال خمیازه کشیدن همیشه و در هر حال مکروه و ناپسند است ولی کراهیت آن در نماز شدیدتر و بیشتر است، زیرا هدف مهم و اساسی شیطان، پرت کردن حواس نمازگزار است.
رسول الله صلى الله علیه وسلم می فرماید: «التَّثَاؤُبُ فی الصلاة مِنَ الشَّیْطَانِ فَإِذَا تَثَاءَبَ أَحَدُکُمْ فَلْیَکْظِمْ مَا اسْتَطَاعَ»: «خمیازه کشیدن در نماز از طرف شیطان است هرگاه یکی از شما خمیازه اش گرفت تا آنجایی که توان دارد آن را فروبرد و از انجام و وقوع آن جلوگیری کند».
توجه: هنگامی که می خواهید خمیازه بکشد، لازم است تا آنجا که در توان دارید جلوی آن را بگیرید و از وقوع آن جلوگیری کنید و دهان را کنترل کرده و آن را بسته نگه دارید تا خمیازه کشیده نشود.
 چنانچه در احادیث صحیح آمده است زمانی که یکی از شما خمیازه کشید اگر توانایی داشت از وقوع و انجام آن جلوگیری کند و اگر توانایی جلوگیری و کنترل آن را نداشت دستش را بر دهانش گذاشته و آن را با دستش بپوشاند چون که شیطان داخل دهانش می شود و بهتر است که دهانش را با دست چپش بگیرد چون از دست چپ در موارد غیر بهداشتی و مکروه استفاده می شود؛ مانند استنجاء و... .
 اما این که خمیازه کشیدن نشانه ی ضعف ایمان است سخن درستی نیست.
والله اعلم و بالله التوفیق

به مناسبت هفته وحدت

در سال 1895 میلادی در ایالت اوهایو آمریکا فقط دو اتومبیل وجود داشت اما با این وجود این دو اتومبیل با هم تصادف کردند.
حال این ماجرا دقیقا شبیه به وضع برخی از مسلمانان و حرکت های اسلامی معاصر است.
در حالی که مسایل مهم تر و وسیع تری برای انواع کارهای اسلامی و دعوت و خدمت به دین و ملت وجود دارد اما برخی از حرکات و جماعات اسلامی و در مجموع برخی از مسلمانان همواره مسائل و مواضع خلاف افکنی و اماکنی را جستجو می نمایند که تنگ بوده و تصادف و درگیری و کینه و دشمنی را میان مسلمانان ایجاد می کنند.
متاسفانه برخی از داعیان مسلمان تمام دعوت و حرف شان، نشر کینه و تفرقه در میان امت و خود را حق مطلق دانستن و مشغول شدن به تخریب سایر علماء و داعیان و سائر مسلمانان  است.
این در حالی است که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم توصیه کرده است: «بشروا و لا تنفروا»: «مژده و بشارت دهید و نفرت و بیزاری ایجاد نکنید».
اما برخی برعکس این سخن رسول الله صلی الله علیه  وسلم عمل می کنند و همواره به دنبال ایجاد نفرت و اختلاف بین مردم و مذاهب اسلامی هستند و با این کارشان حال خواسته یا ناخواسته به دشمن خدمت می کنند تا به اسلام!
بنابراین لازم است علما و داعیان مذاهب و تفکرات اسلامی به جای پرداختن به مسایل اختلافی و بزرگ کردن آنها به دفاع از مشترکات و اصول دین بپردازند چنانچه می بینیم ملحدین اصول و مشترکات همه ی مسلمانان یعنی قرآن، الله و پیامبر را هدف گرفته اند و با ایجاد شبهه جوانان مسلمان را فریب داده و آنها را نسبت به خدا و قرآن بدبین و دچار شک و تردید می کنند اما از آن طرف تمام انرژی و وقت داعیان و علمای مسلمان صرف اختلافات جزئی می شود و از این مساله غافل می شوند.
امیدوارم علما و داعیان از این فرصت پیش آمده استفاده کرده و به تقویت اسلام بپردازند و إن شاء الله که همه ی ما با هر مذهب و تفکری و عقیده ای که هستیم بتوانیم در کنار یکدیگر به اسلام و جامعه خدمت کنیم و دشمنان اسلام را با اتحاد و همبستگی و همدلی ناامید کنیم.
هفته وحدت بر وحدت آفرینان مبارکباد.

همرنگ شدن با جماعت به چه قیمتی؟

یکی از اشتباهات رایج بین مردم و جامعه این است که هرچه می شود می گویند: مانند اکثریت باش!
به عبارتی دیگر: گرخواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش.
و این اصطلاح در موارد زیادی به کار می رود.
به عنوان مثال: اگر خانمی در جامعه و محیطی که بی عفتی و بی حجابی است بخواهد چادر بپوشد و حجاب داشته باشد، اطرافیانش می گویند: تو هم مانند بقیه باش!
یا جوانی که بخواهد پوشش و ظاهری اسلامی داشته باشد، دوستانش به او می گویند: این چه وضع و ظاهری است؟ تو هم مثل همه جوانان تیپ بزن و لباس بپوش!
 این در حالی است که قرآن، همواره "اکثریت" را مذمت کرده است و می فرماید:
«أکثر الناس ﻻ‌ ﻳﻌﻠﻤﻮﻥ»: «بیشتر مردم نمی دانند»
«أکثر الناس ﻻ‌ ﻳﺸﻜﺮﻭﻥ»: «بیشتر مردم ناسپاس هستند»
«أکثر الناس ﻻ‌ ﻳﺆﻣﻨﻮﻥ»: «بیشتر مردم ایمان نمی آورند»
«أکثرهم ﻓﺎﺳﻘﻮﻥ»: «بیشترشان گناه کار و فاسق هستند»
«أکثرهم ﻳﺠﻬﻠﻮﻥ»: «بیشترشان نمی دانند»
«أکثرهم ﻻ‌ ﻳﻌﻘﻠﻮﻥ»: «بیشترشان نمی فهمند»
«أکثرهم ﻻ‌ ﻳﺴﻤﻌﻮﻥ»: «بیشترشان نمی شنوند»
اما در مورد "اقلیت" می فرماید:
«ﻭﻗﻠﻴﻞ ﻣﻦ ﻋﺒﺎﺩﻱ ﺍﻟﺸﻜﻮﺭ»: «اندکی از بندگانم سپاسگزارند»
«ﻭﻣﺎ ﺁﻣﻦ ﻣﻌﻪ ﺇﻻ‌ ﻗﻠﻴﻞ»: «و جز تعداد اندکی همراه او ایمان نیاورده بودند»
«فقلیلا ما یؤمنون»: «کمتر ایمان می آورند»
«فلا یؤمنون الا قلیلا»: «جز تعداد اندکی ایمان نمی آورند»
«ولایذکرون الله الا قلیلا»: «جز تعداد اندکی به عبادت الله نمی پردازند»
حال سوال این است: همرنگ شدن با جماعت (اکثریت) به چه قیمتی؟
با جماعت و اکثریتی که برخلاف دستورات الهی و راه و روش رسول الله صلی الله علیه و سلم عمل می کنند!

بنی آدم اعضای یکدیگرند!

چند روزی است از زلزله در غرب کشور می گذرد. آن قدر این حادثه تلخ بود و تلفات جانی و خسارات مالی داشت که همه ی ایران و حتی دنیا را اندوهگین کرد که گویا این اتفاق برای خود و خانواده شان افتاده است.
و هرکس به نوعی برای مردم مناطق زلزله زده به فکر کمک بود تا جایی که دیدم روستاییانی که در شرایط بد اقتصادی هستند از آنچه که داشتند دریغ نکرده و برای مناطق زلزله زده فرستادند.
این حس قشنگ انسان دوستانه مرا یاد شعر زیبا و مشهور سعدی رحمه الله انداخت که می گوید:
بنی آدم اعضای یک یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
در این دو بیت شعر شاهد چند آموزش روشن انسان مداری هستیم:

1- برابری انسان ها

2- به هم پیوسته بودن انسان ها
3- همبستگی انسان ها
4- همدردی با یکدیگر

5- مسئولیت پذیری

این ها آموزش هایی است که یک مکتب انسان مدار به ما می آموزد تا بدانیم که به عنوان انسان همگی مشابهت ذاتی داریم، سرنوشت مان به یکدیگر وابسته است، درد دیگری را باید درد خود بدانیم، انسان ها را دوست بداریم و نسبت به رنج بشر بی تفاوت نبوده و تا پایان دادن به آن، آرام و قرار نداشته باشیم.
امیدوارم این همبستگی و همدردی بین همه انسان ها از اینی که هست بیشتر شود و مصداق ادامه ی این شعر سعدی که می گوید: «تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی» نباشیم.
و إن شاء الله دیگر شاهد حوادث تلخ، جنگ و خون ریزی و برادر و انسان کشی نباشیم و دنیا را پر از صلح و امنیت کنیم.

گریه کردن برای اموات

سوال: آیا پیامبر گریه برای مرده را منع کرده است؟ 
جواب: رسول الله صلی الله علیه و سلم نه تنها از گریه کردن برای غم از دست دادن کسی منع نکرده است بلکه خود ایشان در غم از دست دادن عزیزان شان گریه کرده است.
به عنوان مثال: ابن عمر می گوید: سعد بن عباده بیمار شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم همراه تعدادی از یارانش به دیدن او رفتند. وقتی داخل خانه شدند، دیدند او بیهوش است. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا مرده است؟
گفتند: نه یا رسول الله صلی الله علیه وسلم! و رسول الله صلی الله علیه وسلم گریست و چون جمع حاضر گریه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدند، گریستند.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند متعال به اشک چشم و اندوه دل عذاب نمی کند ولی به این (به زبانش اشاره نمود) عذاب و یا رحم می کند. (متفق علیه)
از این حدیث ثابت می شود که گریه کردن و اندوهگین بودن برای کسی که مرده است اشکالی ندارد اما خود را زدن، لباس پاره کردن و حرف های نادرست زدن هنگام مصیبت جایز نیست.
در حدیثی رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ ضَرَبَ الخُدُود، وشَقَّ الجُیُوب، ودَعا بِدَعْوَى الجَاهِلیةِ»: «کسی بر صورت بزند و گریبان چاک دهد و دعاهای جاهلیت را بخواند از ما نیست».(متفق علیه)
بنابراین گریه کردن و غمگین بودن برای کسی که وفات کرده است اشکالی ندارد اما به شرطی که این گریه و غم با کارهای خلاف شرع و حرف های نادرست همراه نباشد.

والله اعلم و بالله التوفیق

حقیقت مکالمه خسروپرویز و سفیر رسول الله چیست؟

مدتی است در فضای مجازی متنی منتشر شده است که در ابتدای آن متن آمده است: «تنها سکانس دیدنى (٣٠ ثانیه) از فیلم محمد رسول الله که مکالمات خسرو شاه ایران در صدا و سیمای جمهوری اسلامی حذف گردیده است».
و در ادامه متن گفت و گویی میان خسرو پرویز و پیک رسول الله صلی الله علیه و سلم آمده است و در این گفت و گو مطالبی از جمله بحث زنان و فرهنگ و... بیان شده است به طوری که گویا اسلام نه تنها چیز جدیدی برای ایران نداشت بلکه قرن‌ها از فرهنگ ایران عقب تر بوده!
و در پایان این پیام آمده است: «و این چنین شد که خسروپرویز آن نامه را پاره کرد و گفت: اگر شما الان می خواهید راه انسانیت را بما نشان بدهید ما ۱۱۰۰ سال پیش آن را یافتیم»!
در پاسخ به این متن و پیام باید بگویم: دو مطلب دروغ در این متن و پیام وجود دارد: 
ادامه مطلب ...

فتوا دادن بدون آگاهی

فتوا دادن و اجتهاد دارای شرایطی است و هر کسی حق ندارد  فتوا دهد و در مسایل دینی اظهار نظر کند مگر این که شایستگی، صلاحیت و اهلیت این کار را پیدا کند و توانایی شناخت دلایل را داشته باشد.
اما متاسفانه در عصر حاضر برخی بدون آگاهی لازم و تخصص، صرفا با خواندن چند کتاب و مقاله خود را در مسایل دینی صاحب نظر می دانند و اقدام به فتوا دادن می کنند.
در حالی که فتوا دادن بدون کسب معلومات و اگاهی لازم و داشتن صلاحیت و اهلیت آن، گناهی بزرگ و کاری خطرناک است. 
ادامه مطلب ...

محبت به حضرت علی نشانه ی ایمان است

سوال: آیا حدیث «لایحبنی الا مومن و لایغضبنی الا منافق» صحیح است و در مورد چه کسی است؟
جواب: این روایت صحیح است و در مورد حضرت علی رضی الله عنه می باشد.
 این حدیث را امام مسلم و امام نسایی روایت کرده اند که به این شرح است:
زر بن حبیش می گوید که علی رضی الله عنه گفت: «وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، إِنَّهُ لَعَهْدُ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِلَیَّ: أَنْ لَا یُحِبَّنِی إِلَّا مُؤْمِنٌ وَلَا یُبْغِضَنِی إِلَّا مُنَافِقٌ»: «قسم به آن کسی که دانه ها را شکافت و روح را آفرید، رسول الله صلی الله علیه و سلم در مورد من فرمود: مرا دوست ندارد جز مؤمن و کینه ام در دل ندارد جز منافق». (صحیح مسلم/ ش:131 و سنن نسائی/ ش:8097)
 این حدیث بر فضیلت حضرت علی رضی الله عنه اشاره دارد که دوست داشتن ایشان نشانه ی ایمان است و بغض و کینه داشتن نسبت به ایشان نشانه ی منافق بودن است و در مورد این مساله احادیث زیادی روایت شده است.
والله اعلم و بالله التوفیق