اقتصاد و فرهنگ؛ هر دو را باید جدی گرفت

نویسنده: امید خزاعی

پوشش نامناسب و گسترش بی‌حجابی، امروز به یکی از دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه تبدیل شده است؛ همان‌گونه که وضعیت اقتصادی و کوچک شدن سفره مردم نیز از مهم‌ترین مشکلات امروز کشور است.

مشکلات اقتصادی می‌تواند خانواده و جامعه را تحت فشار قرار دهد و آسیب‌های اجتماعی را افزایش دهد؛ از سوی دیگر، تضعیف اخلاق، حریم‌های خانوادگی و عادی شدن بی‌حیایی نیز می‌تواند بنیان خانواده و سلامت اخلاقی جامعه را تهدید کند.

متأسفانه گاهی گفته می‌شود:

وقتی مردم با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، چرا باید درباره حجاب صحبت کرد؟

اما سؤال اینجاست:

آیا بی‌حجابی مشکلات اقتصادی مردم را حل می‌کند؟

آیا وقتی تورم کاهش پیدا کند، مشکل حجاب خودبه‌خود حل می‌شود؟

یا اینکه باید برای هر دو مسئله، راه‌حل و برنامه داشته باشیم؟

ما با مجموعه‌ای از چالش‌ها روبه‌رو هستیم؛ اقتصاد، فرهنگ، خانواده و اخلاق جامعه.

اگر سفره مردم کوچک شده، باید برای آن چاره‌اندیشی و مطالبه‌گری کرد.

اگر وضعیت اخلاقی و فرهنگی جامعه نیز نگران‌کننده است، باید برای آن هم راه‌حل پیدا کرد.

منطقی نیست به بهانه یک مشکل، از مشکل دیگری غافل شویم.

همان‌طور که اعتراض و مطالبه‌گری مردم درباره گرانی، تورم، بیکاری و وضعیت معیشت، حق آنهاست، مطالبه‌گری درباره فرهنگ، اخلاق عمومی و وضعیت پوشش نیز باید در چارچوب قانون و با روش‌های منطقی و محترمانه دنبال شود.

البته حل مسئله حجاب تنها با تذکر و برخورد امکان‌پذیر نیست. خانواده، آموزش و پرورش، رسانه، دانشگاه، نهادهای فرهنگی و خود حاکمیت، همگی در شکل‌گیری فرهنگ عمومی نقش دارند و باید سهم خود را بپذیرند.

از سوی دیگر، تجربه برخی جوامع در طول این سال‌ها نشان داده است که وقتی یک رفتار غیراخلاقی به‌تدریج عادی‌سازی شود، بازگرداندن مرزهای اخلاقی بسیار دشوار خواهد شد.

پس نباید اجازه دهیم بی‌حیایی و پوشش‌های نامتعارف، آن‌قدر تکرار و عادی شود که جامعه دیگر نسبت به آن حساسیتی نداشته باشد.

هم برای سفره مردم باید نگران باشیم، هم برای خانواده، هم برای اخلاق، هم برای فرهنگ و حجاب. اینها رقیب یکدیگر نیستند.

جامعه سالم، هم اقتصاد سالم می‌خواهد و هم فرهنگ و اخلاق سالم.

نه مشکلات اقتصادی را کوچک بشماریم، نه مشکلات فرهنگی را نادیده بگیریم؛

هر دو را ببینیم، هر دو را مطالبه کنیم و برای هر دو راه‌حل عاقلانه پیدا کنیم.

رویکرد علمای دیوبند در کلام

معرفی مقاله | رویکرد علمای دیوبند در کلام

علمای دیوبند در مباحث کلامی چه رویکردی دارند؟ آیا آنها ماتریدی‌اند یا اشعری؟

این مقاله با بررسی دیدگاه‌ها و آثار علمای دیوبند، به تبیین رویکرد آنان در مباحث اعتقادی و کلامی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه علمای دیوبند، به‌ویژه در سنت فکری محمدقاسم نانوتوی، تلاش کرده‌اند میان دیدگاه‌های اشعری و ماتریدی جمع و اختلافات میان این دو مکتب را تحلیل و تبیین کنند.

همچنین در این پژوهش، روش قاسمیت، جایگاه عقل و نقل در اعتقادات و برخی مهم‌ترین مسائل اختلافی میان اشاعره و ماتریدیه بررسی شده است.

نویسنده: امید خزاعی

بازنشر با ذکر منبع بلامانع است.

این مقاله را با کلیک بر روی یکی از گزینه­های زیر می­توانید دانلود و دریافت کنید:

لینک مستقیم  کانال روبیکا  کانال تلگرام


نشانه های امت احمد

علاقه مندان می توانند با کلیک روی یکی از گزینه های زیر، سخنرانی کامل را دریافت کنند.

کانال روبیکا  |  کانال تلگرام 

کاری کنیم که زنده بمانیم!

برای پروردگار عمل ما مهم است! با رفتار نیک خود را ماندگار کنیم.

برشی از سخنرانی شیخ امید خزاعی


کتابی که آدم را می‌سازد، گوشی‌ای که می‌تواند آدم را فرسوده کند!

نویسنده:  امید خزاعی

کتاب خوب، فقط اطلاعات ما را زیاد نمی‌کند؛ گاهی نگاه ما را به زندگی تغییر می‌دهد.

کتاب به ما فرصت می‌دهد فکر کنیم، عمیق شویم، تجربه دیگران را بخوانیم، با انسان‌های بزرگ و تاریخ آشنا شویم و از اشتباهاتی که دیگران با هزینه سنگین تجربه کرده‌اند، درس بگیریم.

اما امروز بسیاری از ما ساعت‌ها در گوشی هستیم؛ از کانالی به کانال دیگر، از ویدیویی به ویدیوی دیگر و از خبری به خبر دیگر...

محتوای کوتاه، هیجان‌های کوتاه و اطلاعات پراکنده، ذهن را دائماً درگیر می‌کند اما انسان را عمیق‌تر، آگاه‌تر و قوی‌تر نمی‌سازد.

گوشی می‌تواند ابزار علم، ارتباط و رشد باشد؛ همان‌طور که کتابی هم می‌تواند بی‌فایده باشد.

مسئله این است که چه چیزی وارد ذهن‌مان می‌کنیم!

اگر هر روز ساعت‌ها ذهن‌مان را با حاشیه‌ها، شایعات، دعواها، نمایش زندگی دیگران و محتوای بی‌هدف پر کنیم، نباید تعجب کنیم اگر بعد از مدتی احساس کنیم تمرکز، آرامش و انگیزه‌مان کمتر شده است.

گاهی لازم است از خودمان بپرسیم:

امروز چند ساعت گوشی دستم بود و چند صفحه کتاب خواندم؟

چقدر از چیزهایی که امروز دیدم یا خواندم، فردا به درد من می‌خورد؟

و اگر همین روند مثلا پنج سال ادامه پیدا کند، من چه انسانی خواهم شد؟

شاید لازم باشد هر روز بخشی از زمانی را که در گوشی گم می‌کنیم، به کتاب برگردانیم.

چون انسان همان چیزی می‌شود که ذهنش را با آن تغذیه می‌کند.

گوشی می‌تواند وقت ما را پر کند اما یک کتاب خوب می‌تواند وجود ما را پرورش دهد.